با عرض سلام خدمت شما کاربران عزیز. این وبلاگ توسط من و دوستم طراحی شده است و امیدواریم استفاده لازم را از این وبلاگ ببرید . با تشکر مدیران وبلاگ .
تاریخچه آموزش و پرورش در خراسان
به دلیل کم توجهی حکومت وقت و نبود منابع مالی کافی ،مخالفت عده ای از حکومتیان مستبد و پیشوایان سنتگرا و بی اطلاعی مردم تا عصر مشروطه تغییر بنیادینی در امر آموزش و پرورش ایران بوجود نیامد .
استقرار مشروطیت را می توان سرآغاز آموزش وپرورش عمومی دولتی و فراگیر در ایران دانست برقراری نظام مشروطه در سال 1285 خورشیدی اعلام و اولین قانون اساسی مشروطه و متمم آن تصویب شد که در اصولی از آن به امر آموزش و پرورش پرداخته شده بود از جمله در اصل 19 درمتمم این قانون آمده است ((تاسیس مدارس به مخارج دولتی و ملی و تحصیل اجباری باید مطابق قانون وزارت علوم و معارف و تحت ریاست عالیه و مراقب دوزارت علوم ومعارف باشد .))
v وضعیت سواد
نسبت باسوادان 6ساله و بالاتر استان که در سرشماری سال 1355 کشور معادل 40%بود در سرشماری سال 1365به4/56%ودر سال 1370 به7/71 %و در سال1375به9/80%رشد یافته است .میزان رشد باسوادی زنان طی این دوره بیش از مردان و در جوامع روستایی بیش از جوامع شهری بوده است . این افزایش چشمگیر باسوادان استان می تواند نتیجه گسترش امکانات آموزش و پرورش و نیز گسترش فعالیت نهضت سواد آموزی استان دانست .
v وضعیت تحصیل و آموزش پس از انقلاب اسلامی
در سال تحصیلی 1376-1375 تعداد دانش آموزان استان 1830378نفر بودکه نسبت به 634831نفر دانش آموزان سال تحصیلی 57-1356 دارای رشد متوسط سالانه 7/5%بوده است طی دوره 19 ساله پس از انقلاب اسلامی متوسط رشد سالیانه در دوره ابتدایی 4/4%- در دوره راهنمایی 2/8%و در مقطع تحصیلی متوسطه 9/7% بوده است .
v کارکنان و مربیان آموزش و پرورش
در 59 منطقه آموزشی استان که 32 منطقه آن پس از انقلاب اسلامی فعالیت خود را آغاز کرده است تعداد94229نفر کارمند رسمی و پیمانی مشغول خدمت هستند .
v آموزشگاه و کلاسهای درس
تعدا د آموزشگاههای استان در سال 1357 جمعا 5158 واحد با تعداد 20418 کلاس آموزشی بود که این رقم در سال 1375 به 10958واحد آموزشگاه با تعداد 65414 کلاس افزایش یافته است .
هشتمین پیشوای شیعیان در یازدهم ذیقعده، سال 148 هجری در مدینه متولد شد. امام صادق علیه السلام پیش از ولادت نواده خویش، بارها از وی بهعنوان عالم آل محمّد صلی الله علیه و آله یاد کرده آرزوی درک وجود او را مینمود.

نام وی علی، کنیهاش ابوالحسن و مشهورترین لقبهایش رضا است که از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و موسی بن جعفر علیه السلام به وی داده شده و بیانگر آن است که آن حضرت در آسمان، مرضیّ خدا و در زمین، پسندیده رسول خدا صلی الله علیه و آله و امامان پس از آن حضرت است.
مادر حضرت رضا علیه السلام نجمه نام داشت که امّالبنین، تُکتَم و خیزران نیز خوانده میشد. وی همراه بردگان از آفریقا به مدینه آورده و توسط موسی بن جعفر از برده فروش خریده شد و بدین وسیله به بیت امامت راه یافت و افتخار همسری پیشوای هفتم را پیدا کرد.
پیشوای هشتم به زیور اخلاق فردی و اجتماعی آراسته بود و در معاشرت با افراد مختلف با رفتار و برخوردهای سازنده خویش، درسهای آموزندهای به همگان میداد.
وی به همه انسانها اعم از آزاد و برده، سفید و سیاه، ارج مینهاد، با سیاهان بر یک سفره مینشست، با خدمتکاران انس داشت و در مواقع لازم با تذکرات لازم، یاران خویش را از فرو افتادن در دام فساد و انحراف بازمیداشت و در صورت بیتوجهی و اصرار بر خلاف، آنان را طرد میکرد تا کارهای خلاف ایشان به حساب آن حضرت گذاشته نشود به عنوان نمونه میتوان تذکرات، انتقادات و موضعگیریهای امام را در برابر برادرش زید و برادرزادهاش محمد بن جعفر نام برد.
امام رضا علیه السلام به همان اندازه که نسبت به مستضعفان و زیردستان مهربان و متواضع بود در رویارویی با مستکبران و طاغوتهای زمان خود بیاعتنایی میکرد.
برخورد تحقیرآمیز آن حضرت با فضل بن سهل وزیر مأمون شاهد گویای این سیره امام علیه السلام است:
فضل به حضور امام رسید، مدتی بر سر پا ایستاد و حضرت به وی اعتنایی نکرد تا آن که سر بلند کرد و فرمود: چه کار داری؟ گفت: سرور من! این نامهای است که مأمون برای من نوشته است و شما که ولیعهد هستید شایسته است که همسان با عطایای خلیفه مرا مشمول بخششهای خویش سازید.
امام دستور داد نامه را بخواند.
فضل همچنان که ایستاده بود نامه را خواند.
حضرت فرمود: اگر تقوا پیشه کنی همانند آنچه در این نامه آمده ما نیز به تو میدهیم.
حدود دو سوّم از عمر امام رضا علیه السلام پیش از امامت آن حضرت سپری شد. متأسفانه از فعّالیّتهای آن بزرگوار در این مقطع جز چند رویداد چیزی در دسترس نیست.در یک نگاه، مقطع 35 ساله یاد شده دوران رنج و محنت آن حضرت بود؛ زیرا از یک سو به چشم خود میدید که آل علی علیه السلام و پیروان ائمه علیهم السلام به جرم اعتقاد به امامت پدر بزرگوارش گروه گروه گرفتار چنگال ستم حکمرانان عباسی شده و به دست آنان شهید میشوند. از سوی دیگر بسیاری از شیعیان بر اثر دسترسی نداشتن به امام زمانشان و تبلیغات سوء جیره خواران دستگاه خلافت، در مسأله امامت دچار شک شدهاند.
جریان دستگیری و گرفتاریهای پی در پی پدر بزرگوارش و در نهایت شهادت مظلومانه آن حضرت بیش از پیش فرزند موسی بن جعفر علیه السلام را آزردهخاطر ساخت و خشم و نفرت او را نسبت به مسببان این جنایت بزرگ برانگیخت.
نویسنده: غلامرضاساجدی راد / پژوهشگر حوزه
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
حضرت رضا علیه السلام در سال 183 هجری قمری عهدهدار امامت شد و مدّت امامتش بیست سال بهطول انجامید. دوران امامت پیشوای هشتم از نظر سیاسی و فرهنگی از اهمیّت و حساسیّت خاصی برخوردار بود. روند تحولات سیاسی و فرهنگی جامعه اسلامی در این مقطع بگونهای بود که افکار عمومی را بیش از پیش متوجه مکتب اهل بیت علیهم السلام میکرد.
هارون، خلیفه مقتدر عباسی میپنداشت پس از به شهادت رساندن موسی بن جعفر علیه السلام اوضاع سیاسی بر وفق مراد او پیش خواهد رفت و باقی مانده مخالفان حکومت از سرگذشت امام کاظم علیه السلام عبرت گرفته تسلیم خواهند شد، ولی برخلاف پندار وی، کشور اسلامی در سالهای آخر زمامداری هارون دستخوش ناآرامیها و شورشها گردید و از هر جا صدای مخالفت و اعتراض برخاست؛ از حجاز و عراق گرفته تا ماوراءالنهر، سمرقند، خراسان، سیستان، آذربایجان و شام؛ همه جا از گسترش جوّ ناامنی و بیثباتی سیاسی در جامعه و آبستن آن برای تحولات جدید خبر میداد.
نارضایتی و کشمکش حتی به درون دربار راه یافت. برخورد خصمانه و دور از انتظار هارون با برمکیان و کشتن و به زندان افکندن سران آنان، زنگ خطر را برای همه چاکران به صدا درآورد و دلسردی و نفرت آنان را نسبت به هارون بیشتر کرد. بگونهای که خلیفه احساس میکرد همه اطرافیان انتظار مرگ او را میکشند.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
اباصلت یکی از اصحاب خاص علی بن موسی الرضا(ع)و خادم و محرم اسرار آن حضرت بود. در این مقاله با سیمای تابناک او آشنامی شویم. گرچه بازسازی چهره ی او پس از هزار و دویست سال کار آسانی نیست.

جد اعلای عبدالسلام در هرات زندگی می کرد. وی در یکی از جنگهااسیر و به حجاز برده شد و برده عبدالرحمان بن جندب گردید; لذا پدران وی در مدینه زندگی می کردند و او در مدینه منوره متولدگردید و در آنجا رشد نمود. وی برای به دست آوردن احادیث و سخنان گهربار اهل بیت پیامبر(ص)مسافرتهای زیادی نمود. گاهی در بغداد و حجاز، و کوفه و یمن و مدتی در نیشابور و دیگرشهرهای خراسان بسر برد. او در علم حدیث مقامی بلند و ارجمند پیدا کرد.
عبدالسلام فرزند صالح، کنیه اش اباصلت و معروف به هروی است. سمعانی در انساب خود می گوید: ابوالصلت فرزند صالح، فرزندسلیمان، فرزند ایوب، فرزند میسره هروی قرشی، از موالیان عبدالرحمان بن جندب است .
چون که جد اعلای وی برده عبدالرحمان بود، وی را از موالیان وی شمردند .
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
كوچكی و نحیفی اش چشمم را می گیرد و تا پایان تصویرهای ذهنم را رنگ می زند. از همان اول كلام دستهای پینه بسته اش را جلو چشمهایم بالا گرفته و بریده بریده می گوید: دستهای كارگر جماعت است دیگر. می خندد به همان سادگی، درست مثل 25 ساله ها و قبل از اینكه چیزی بگویم می گوید: 62 ساله ام. این طور می گوید و من فكر می كنم در شادی 25 سالگی اش درجا می زند، حتی پیش تر از آن در آرامش لحظه تولدش.

اسم و رسم خیلی زیادی ندارد، شاید هم خیلی گمنام باشد، اما اینها جزو معرفی آدمها نمی شود، آدمها را نباید در چارچوب عناوین شناسایی كرد، عشق هم می تواند كارنامه رسمی یك آدم باشد. توی ایوان ولی عصر صحن جامع رضوی می بینمش...
تازه از آن بالا برگشته است، از نوك 70 و چند متری. انگار نه انگار 350 پله را پایین آمده است، نفسهایش منظم و آرام است، مثل نگاه كردنش، مثل حرف زدنش... سعی می كنم عین عباراتش را یادداشت كنم هیچ كس كار كردن آن بالا را قبول نمی كند. صدای چند رگه كارگرها از دور توی حرف زدنمان می پیچد. «اصلاً كسی شجاعت عمو اسدا... را ندارد كه تازه می فهم اسمش اسدا... است، بیشتر به همین نام می شناسندش تا نام «زرین مهر» عنوان خانوادگی اش. شخصیت جذابی دارد عمو اسداله...
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
بعضی ها فقط آه می كشند. آرام و بی سروصدا. یك آه بلند و كشدار كه از توی سینه غم گرفته شان بلند می شود و كار هزار قطره اشك را می كند، كار هزار بغض شكسته. كافی است گوشت را به دیواره نازك آهشان بچسبانی، بوی گلاب توی سینه ات پر می شود و صدای شكسته دعای توسلی از دورها، دورت پیله می تند. آه بلند می شود و می پیچد و می پیچد، از لا به لای شبكه های فولاد رد می شود، از این گوشه به آن گوشه، از این گنبد به آن گنبد، از طلا به فیروزه، از فیروزه روی دامن گوهرشاد و بعد روی نقاره...

آدمهای اینجا عین خوشبختی اند، آن قدر كه آدم به آنها حسودی شان می شود؛ آدمهایی كه نه قهرمانند و نه ورزشكار،اما نماد همه چیزهایی اند كه آدم دوست دارد به دست بیاورد. این نه به عرف و اجتماع مربوط می شود و نه به شغل و تحصیل...
خاندان «شكوهی» نسل اندر نسل نقاره چی بودند.«احمد قوام شكوهی» پیرمردی است 81 ساله كه سالهاست طلوع و غروب آفتاب را از بالای نقاره تماشاگر بوده است. خودش می گوید: 60 سال و اندی است این كاره ام. 40 سال كرنا می زدم و حالا طبل سرچاشنی. این كه موقع نواختن چه حسی دارد، سؤال كلیشه ای است و انگار پیرمرد بارها پاسخش را داده است، چون خیلی زود می گوید: این لطف و مرحمت حضرت رضا(ع) را هیچ زمانی از خاطر نمی برم و همیشه شكرگزارم.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
اوایل قرن سوم هجری قمری، امام رضا(ع)بعد از شهادت در باغ سناباد نوقان طوس به خاک سپرده شد
. ورود به باغ برای افراد متفرقه ممکن نبود چون محل اقامت حاکمان و امیران ناحیه طوس بود. براساس روایات مستندی که وجود دارد، در روزهای نخست شهادت امام، فردی به نام حسین بن علی بن صاعد بربری که پدرش از نزدیکان و راویان حضرت بود، نگهداری و نگهبانی قبر مطهر را برعهده گرفت. زیارت قبر بدون کسب اجازه از حاکمان ممکن نبود. تا اینکه در اواسط قرن سوم گروهی از علویان و سادات موسوی به طوس آمدند و در نوقان اقامت کردند. آنها با توجه به موقعیت های سیاسی-تجاری ای که داشتند با حاکمان منطقه طوس ارتباط برقرار کردند و در اواخر قرن سوم در باغ سناباد به روی عموم مردم گشوده شد.
اوایل قرن چهارم باغ سناباد به مشهد الرضا(ع)و مشهد طوس معروف شد. کم کم برای رفاه و آسایش زائران در جوار بارگاه حضرت رضا (ع)مسجد، مدرسه، زائر سرا و بازار ساخته شد و علمای بسیاری برای تدریس و اقامه نماز روانه روستای سناباد شدند. در سال 366 هجری امیر سبکتکین حکومت خراسان را تسخیر کرد . گروه کرامیه به او نزدیک شدند و سبکتکین را مجبور کردند روضه مبارکه را تخریب کند. هر چند معلوم نیست دقیقاً در چه سالی روضه مطهره تخریب شده اما زمان حکومت سبکتکین، مأموران او زیارت قبر امام را ممنوع و حرم و مشهد الرضا(ع) را ویران کردند.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
یکی ازنکات مهم زندگانی امام رضا علیه آلاف التحیه والثناء مسأله ولایتعهدی آنحضرت است که شهید مطهری دراین رابطه می فرمایند:
در اخبار و روایات ما- یعنی در نقلهای تاریخی كه از طریق علمای شیعه رسیده است - نه روایاتی كه بگوییم از ائمه نقل شده است- مثل آنچه كه شیخ مفید در كتاب ارشاد نقل كرده و آنچه- از او بیشتر- شیخ صدوق در كتاب عیون اخبار الرضا نقل كرده است، مخصوصاً در عیون اخبار الرضا نكات بسیار زیادی از مسأله ولایتعهد حضرت رضا هست، و من قبل از این كه به این تاریخهای شیعی استناد كرده باشم، در درجه اول كتابی از مدارك اهل تسنن را مدرك قرار می دهم و آن، كتاب مقاتل الطالبیّین ابوالفرج اصفهانی است.

ابوالفرج اصفهانی از اكابر مورخین دوره اسلام است. او اصلًا اموی و از نسل بنی امیه است، و این از مسلّمات می باشد. در عصر آل بویه می زیسته است و چون ساكن اصفهان بوده به نام «ابوالفرج اصفهانی» معروف شده است.
این مرد، شیعه نیست كه بگوییم كتابش را روی احساسات شیعی نوشته است، مسلّم سنّی است؛ و دیگر اینكه یك آدم خیلی باتقوایی هم نبوده كه بگوییم روی جنبه های تقوایی خودش مثلًا تحت تأثیر [حقیقت ماجرا] قرار گرفته است. او صاحب كتاب الاغانی است. «اغانی» جمع «اغنیّه» است و اغنیه یعنی آوازها. تاریخچه موسیقی را در دنیای اسلام- و به تناسب تاریخچه موسیقی، تاریخچه های خیلی زیاد دیگری را- در این كتاب كه ظاهراً هجده جلد بزرگ است بیان كرده است.
می گویند صاحب بن عُبّاد- كه معاصر اوست- هرجا می خواست برود، یك یا چند بار كتاب با خودش می برد، وقتی كتاب ابوالفرج به دستش رسید گفت: «من دیگر از كتابخانه بی نیازم».
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27
عن الرضا علیه السلام أنه قال له رجل من أهل خراسان:
یا ابن رسول الله رأیت رسول الله صلی الله علیه و آله فی المنام کأنه یقول لی:
کیف أنتم اذا دفن فی أرضکم بعضی فاستخفظتم و دیعتی و غیب فی ثراکم نجمی؟
فقال له الرضا علیه السلام:
«أنا المدفون فی أرضکم،و أنا بضعة من نبیکم، و أنا الودیعة و النجم، ألا فمن زارنی و هو یعرف ما أوجب الله تبارک و تعالی من حقی و طاعتی، فأنا و آبائی شفعاؤه یوم القیامة، و من کنا شفعاءه یوم القیامة نجا و لو کان علیه مثل وزر الثقلین الجن و الأنس.»

مردی خراسانی به امام رضا علیه السلام عرض نمود:
ای فرزند رسول خدا، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را در خواب دیدم که به من فرمود:
«چگونه است حال شما آن هنگام که فردی از (خاندان) من در سرزمین شما دفن گردد و شما به حفظ این امانت من اهتمام نمایید و ستاره ی من در خاک شما پنهان گردد؟»
امام رضا علیه السلام فرمود:
«من هستم که در سرزمین شما دفن می گردم؛ من پاره ی تن پیامبر شما هستم؛ و منم آن امانت و ستاره، آگاه باشید کسی که مرا زیارت کند، در حالی که بداند که خدای تبارک و تعالی (ادای) حق و پیروی مرا واجب ساخته است، من و پدرانم روز قیامت شفیعان او خواهیم بود، و کسی که ما روز قیامت شفیع او باشیم (از آتش دوزخ) رهایی می یابد، هر چند بار گناهان جن و انس بر او باشد.»
منبع: بحارالانوار، 32 / 102
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27

برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: جمعه 16 تير 1391 ساعت: 20:27

اگر خادم حرم بودم...
اگر خادم حرم بودم، در هر پگاه که دیده از خواب میگشودم پیش از هر چیز، دستهای خود را بر آسمان بلند میکردم و از سویدای دل، نیازهایم را به درگاه حضرت بینیاز عرضه میداشتم. اگر خادم حرم بودم، هر بامداد با باد همراه میشدم و لبانم را با بوسهی ادب بر پرچم سبز بارگاه پر جلال امام همام حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام متبرک میکردم.
اگر خادم حرم بودم، با عرض ادب و احترام به پیشگاه هشتمین امام علیهالسلام، خدای را بر این نعمت عظیم و توفیق والا، سپاس میگزاردم.
اگر خادم حرم بودم، هر خدمتی را که به هر زائر عزیزی ارائه میکردم، توفیقی از سوی حضرت سبحان میدانستم و از صمیم جان به درگاه حضرت منان، سجدهی شکر به جای میآوردم.
اگر خادم حرم بودم، خود را به خاک پای زائران حضرت دوست میکشاندم تا از هرگونه پلیدی و پستی رهایی یابم.
اگر خادم حرم بودم، خطاب به خالق هستی شعری میسرودم و در آن تقاضا میکردم که در سراسر زندگی، مرا به کسب فیض از صحن و سرای قدسی امام شهید موفق بدارد.
اگر خادم حرم بودم، برای همهی زائران آفتاب، خطابهی خرسندی میخواندم و همه جا را بوسه باران بلاغت معنا میکردم و به همهی مردم دنیا میگفتم که این جا نه تنها پناهگاه آهو، که ضمانت کردهی من و تو و اوست!
اگر خادم حرم بودم، خود را بیدرنگ به دریای الطاف قبلهی هشتم میافکندم و پاک پاک، از آن برمیآمدم.
اگر خادم حرم بودم، توفیق و فرصت خدمت را به هیچ روی، از دست وانمینهادم. اگر خادم حرم بودم، خاطرات خورشیدی خویش را با خطی خوانا مینوشتم و خطاب به همهی دل مردگان، فریاد میزدم که حیات ابدی و داروی شفابخش جسم و جان خویش را جز در این دیار آفتاب نخواهید یافت.
اگر خادم حرم بودم، خون سرخ خویش را نثار سرو سرسبزی میکردم که جز در برابر قادر متعال، سر تسلیم و جز در برابر مولایم سر تعظیم و تکریم فرود نمیآورد.
اگر خادم حرم بودم، بیهیچ دریغی؛ هر خدمتی را که از دست و دل و زبانم برمیآمد، نثار آمدگان به این مکان مقدس میکردم.
اگر خادم حرم بودم، تلاش میورزیدم که هیچ خط و خشی بر بدنهی اندیشههایم کشیده نشود و دل سپرده به ولایت و والایی و هدایتم، هرگز به راه خطا و درنگ و سستی نرود.
اگر خادم حرم بودم، دلم را به دار محبت دوست میآویختم و هرگز نگاهم را به پیشگاه کسی جز امام رئوف و غریب، نمیدوختم.
اگر خادم حرم بودم، به اعتلای دانش دینی خویشتن همت میگماشتم و از باب معرفت به منزل نور وارد میشدم.
اگر خادم حرم بودم، عشق به همهی خوبیها را چونان گردن آویزی زیبا، به گردن فرزندانم میآویختم و زیبایی زیارت یار را برای همهی مردم جهان نقاشی میکردم.
اگر خادم حرم بودم، اخبار الطاف بیکرانهی سرور و مولایم را در همه جا نشر میدادم و فریاد میزدم: آی انسان به کجا میروی؟ مهربانترین رهبر دنیا، اینجاست. زیباترین زاویهی نیایش در این سمت است و خوش رایحهترین عطر جهان، از مشهد به مشام جان میرسد.
اگر خادم حرم بودم، دست دل همگان را میگرفتم و از گذرگاه عابر با ایمان، به سوی ایستگاه مواج سخاوت و علم، کرامت و حلم، بزرگواری و بخشش هشتمین اختر آسمان دین و دانایی میبردم و به همگان نشان میدادم که ما، چه امام والا مقامی داریم.
اگر خادم حرم بودم، برای هیچ خدمتی به هیچ کس فخر نمیفروختم و منت نمیگذاشتم و با آشنا شدن هر چه بیشتر به وظایف دینی و اخلاقی خود، سعی در هر چه بهتر شدن میکردم.
اگر خادم حرم بودم، با بهرهوری از دو بال و دانش و تقوا، در فراسوی ابرها به پرواز در میآمدم و گرد همهی خوبیها و زیباییها طواف میکردم.
اگر خادم حرم بودم، با امواج صدای نقاره، همهی ایوانهای بشری را از عشق و محبت سرشار میکردم.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:24
سلام بر تو باد ای ولی خدا سلام بر تو باد ای حجت خدا سلام بر تو باد ای نور خدا در تاریکی زمین سلام بر تو ای ستون دین سلام بر تو باد ای وارث آدم برگزیده خدا سلام بر تو ای وارث نوح پیغمبر خدا سلام بر تو ای وارث ابراهیم خلیل خدا سلام بر تو ای وارث اسماعیل ذبیح الله سلام بر تو ای وارث موسی کلیم الله سلام بر تو ای وارث عیسی روح خداوند سلام بر تو ای وارث محمد حبیب خدا سلام بر تو ای وارث امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب ولی خدا سلام بر تو ای وارث فاطمه زهرا پیشوای زنان عالمیان سلام بر تو ای وارث محمد حسن بن علی سلام بر تو ای وارث ابوعبدالله الحسین پیشوایان جوانان اهل بهشت همگی سلام بر تو این وارث علی بن حسین زینت خدا پرستان سلام بر تو ای وارث محمد فرزند علی باقر و شکافنده علم انبیاء گذشته و پسینیان سلام بر تو ای وارث حضرت امام جعفر صادق که نیکوکار و امین بود سلام بر تو ای وارث موسی بن جعفر که فرو برنده خشم بود امام خدا شناسان سلام بر تو ای امام راستگو و شهید سلام بر تو ای وصی نیکوکار و پرهیزگار گواهی میدهم که تو نماز را برپاداشتی و زکوة را دادی و به نیکویی امر کردی و از کارهای زشت نهی فرمودی و با اخلاص خدا را پرستیدی تا آنکه یقین برای تو حاصل شد سلام بر تو امامی که حقش در تصرف دیگران است و امامی نجیب و دور از وطن و بیکس و زهر داده شده و شهید است سلام بر تو ای عالم بزرگ صاحب قدر و صاحب جاه دور افتاده از خاک جدش و پدرش سلام بر تو که فرزندان و خانواده خود را امر فرموده در گریه کردن بر او پیش از رسیدن شهادت بر او سلام برخانههای شما که وحشتآور و خالی است چنانکه وحشت زده شد به واسطه شما منی و عرفات که دو محل در مکه باشند سلام بر آقاهای بندگان خدا و توشههای روز قیامت و چاههایی که در بیابانها مردم را سیراب کنند و قصرهای محکم یا امامان ناطق سلام بر پناه غمگینان و به کسی که زمین خراسان به واسطه او خراسان شد سلام بر امامی که زیارت کنندگانش کمند و تنها دوازده امامی میباشند نور چشم فاطمه پیشوای زنان عالمیان سلام بر درخشندگی حضرت رضا و آن اخلاق پسندیده و شاخههای جدا شده از درخت نبوی احمدی سلام بر آن کسی که منتهی بر او شد ریاست ملک اعظم دو جهان و دانش هر چیزی برای تمام شدن امر ولایت که استوار است سلام بر کسانی که نامهایشان وسیله و واسطه نیازمندان است و هیکلهایشان وسیله ایمنی آفریدگان است و دلایلشان سبب باطل شدن شبههای مردم بدبین است سلام بر امامی که برای او داده شده جایگاه مقام پدرش امیرمؤمنان تا اینکه با اهل ادیان وارد مجادله شده و قواعد دین اسلام را محکم فرمود سلام بر نشانه بزرگان و امامی که دلهای شیعیانش به واسطه غربت او شکسته است تا روز قیامت سلام بر چراغ روشن هدایت و دریاهای ژرف ولایت که گردید آرامگاهش محل فرود آمدن فرشتگان و جای بالا رفتنشان سلام بر بزرگان اسلام و پادشاهان ادیان و کسانی که ولادتشان پاک است سلام بر کسانی که خداوند آگاهشان گردانیده و بر علمهای عوالم نامحسوس و محسوس و ایشان را اهل نیک بختی قرار داده سلام بر بنیادهای موجودات و سایه آنان و بر امامی که با او روشن شده آثار طوس که او در منزل او نزول فرموده ای قبر طوس خدا تو را از رحمت خود سیراب کند چقدر نیکیها و فضیلتها را دور خود جمع کردهای زمین تو پاکترین جاهای دنیا است و پاک است شخص بزرگی که در سناباد جا گزیده و آرام گرفته به خاک سپرده شده و شخصی که شهادت او بر اسلام گران است او را جز تفضل خداوند غوطه خورده است ای آرامگاه بزرگ تو محل سکونت یک دنیا دانش و بردباری و پاکی و پیراستگی هستی این فخر برای تو بس که محسود جهان بودهای و به واسطه جسد مبارکش و با فرشتگان نگهداری میشوی در هر عصری برای از شما امام هدایتی برانگیخته میشود و مسکنش محل آرامش دلها و انس مردم است ستارگان آسمان دین فرو رفتند و شیرهای عالم زمین مظلوم شدند به واسطه حیله و مکر دشمنان هشت نفر از شما غائب شدند و چهار نفر از ستارگان امامت طلوع آنها امیدواری است به هر اندازه که شتران ناله کنند تا آنگاه که بر تو حقیقت به سبب او آشکار میشود پس حقیقت در دیگران تاریک و خاموش است سلام بر امامی که مورد افتخار نیکان است و قبرش دور از وطن خودش است و شرط رفتن بهشت و دوزخ است سلام بر کسانی که خدا از آنان قطع نکرده رحمت خود را در دقایق ساعتها و بواسطه آنها آرام گرفته موجودات ساکن و در حرکت است جنبندگان سلام بر امامانی که خدا امامتشان را تمیز دهنده قرار داد او در میان دو گروه چنانچه با ولایتشان عبادت خود را قبولانیده اهل مشرق و مغرب سلام بر امامی که خداوند با او زنده کرده کهنههای حکمت انبیاء را برای اینکه مردم اقرار نمایند به ولایت او برای تمام شدن حجت خدای عالمیان سلام بر ماههای سال که دوازده باشد و عدد ساعتها و حروف لا اله الا الله در میان رقمهای نوشته شده سلام بر کسی که وجودش به منزله بخت و سعادت جهان است و کسی که پرسیده شد از کلمه توحید و فرمود ما از شرائط این کلمه هستیم سلام بر کسی که علت وجود هر آفریدهای با دوستی ایشان و ولایت آنان است و کسی که خطباء خطبه خواننده به نام هفت پدران که ایشان چه کسانی هستند و ایشان بهترین کسانی هستند که از باران ابرهای میخورند بهترین مردمان روی زمینند سلام بر کسانی که بزرگواری و ستایش آنان بزرگ است و کسانی که در فخر و بزرگواری آنان گفته شده که درود فرستادن بر ایشان واجب است و جامهشان پاکیزه است سلام بر ماه ماههای ولایت که با اهل هر زبانی با زبان خودش حرف میزد و به شیعیان خود میفرمود خداوند اختیار نمیکند امامی را بر امتی مگر اینکه او را دانا میکند بر لغات و مذاهب آنان سلام بر امامی که یادش شادمانی دل مؤمنین است و گشایش غمزده است و عزیزترین اشراف دنیا و افتخار خاندان بنیهاشم است کاش من میبودم از کسانی که همیشه در آستان و پیشگاه وی طواف میکردم و مشاهده مینمودم خوشحالی و طراوت صحبت او را و من در آستان و درب خانه شما میگردم هر وقت گویا طواف قرار داده به دور خانه شما سلام بر امام مهربان که به حرکت آورد اندوه روز عاشورا را قسم میخورم به خدا و به پدران پاک و فرزندان برگزیده و نیکوکارت و اگر نبود دوری سفر و مقصد از جهت دوری مسافت خانه شما به جا میآوردم برخی از وظائف واجبه خودم را نسبت به شما با زیارت مکرر شما سلام بر شما ای نگه دارندگان دین و فرزندان پیغمبران و پیشوایان آفریدگان عالم و رحمت خدا و برکات او بر شما باد .
متن عربی زیارت جوادیه در ادامه مطلب ....
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:25
ماه در حوض بزرگ كاشى است آب، آیـیـنـه مـهـتـاب شـده مـاه مـهمان قشنگ حوض است حـوض بـیـچاره دلش آب شده چـشـم من منتظر خورشید است پـیـك خـورشید، سپیده پیداست از حـرم بـانـگ اذان مـى آید آه! ایـن مـنظره خیلى زیباست! كـفـتـرى از سر گنبد برخاست بـق بـقـو كرد و به پرواز آمد هـمـرهـش مـرغ نگاه من هم رفـت و یـك بـار دگر باز آمد مـرغ بـى تـاب نگـاهم اكنون بـر سـر گـنبـد پـاگ آقاست چـشـمـهـایـم به دلم مى گوید راسـتـى گـنبـد آقـا زیباست! از حرم، از در و دیوار، این جا بـوى جـانـبخـش دعا مى آید مـثـل بـوى خوش گلها در باغ هـمـه جـا بـوى رضا مى آید
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:25
سؤال همیشه
گلدسته ات
كهكشانى است
كه سیاهى شهر را تكذیب مى كند
پیرامون تو همه چیز بوى ملكوت مى دهد:
كاشى هاى ایوانت
و این سؤال همیشه
كه چگونه مى توان آسمانها را
در مربعى كوچك خلاصه كرد.
و پنجره فولاد
التماسهاى گره خورده
و بغضهایى كه پیش پاى تو باز مى شوند...
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:26
سلام بر تو اى ولى ّ خدا، و اى فرزند ولى ّ خدا.
سلام بر تو اى حجّت خدا، و اى فرزند حجّت خدا.
سلام و رحمت و بركات خداوند بر تو اى امام هدایت و اى ریسمان استوار.
گواهى مى دهم كه براى خدا و براى پیامبر خدا خیرخواهى كردى
... و امانتى كه بر دوش داشتى گذاردى .
خداوند تو را از جانب اسلام و اسلامیان برترین سزا دهد.
پدر و مادرم به فداى تو باد!
اینك بر درگاه تو آمده ام،
در حالى كه زایرم،
حق تو را مى شناسم،
دوستداران تو را دوست دارم، و دشمنان تو را دشمنم؛
مرا در نزد پروردگار خویش شفیع باش.
اینجا عرش خداست،
جایى كه قلب امامى در آن بر خاك نهاده است،
و از این روى فرشتگان در این حریمند و بال خوشامد در زیر گامهاى زایران این مرقد مى گسترانند.
اینجا «مشهد» است و مشهد یعنى جایگاه حضور.
اینجا «مشهد» و «میقات» دیدار و نقطه آغاز و پایان سفرى كه فراتر از هزار حج است.
اینجا «روضه اى » از بهشت است و در جاى جایش نهر معنا جارى ،
تا هر كه از رسیدگان به این نهر است غرفه غرفه از آن برگیرد و تشنگى برگشاید.
اینجا «دارالشفاى » دلدادگانى است كه بیمار عشق و دلدادگى حضرت حقّند و از دو دردِ سرگشتگى و ره یافتگى مى نالند!
اینجا شكوه واژه پرمعناى «زیارت» است، و زیارت را چنین توان تعریف كرد:
آن هنگام كه آیینه دل در پس غبار سراى نیستى صفاى خویش از كف مى دهد،
آن هنگام كه جان تشنه از دورى آبى رو به سستى مى رود،
آن هنگام كه دیده از نگریستن به سراب هستى نماى دنیا خسته مى شود،
آن هنگام كه بالهاى روح بلندى خواه انسان از سنگینى اندیشه هاى پوچ و وسوسه هاى شیطانى توان پرواز را مى بازد،
و آن هنگام كه درد غربت و دورى از نیستان هستى درون این جداى افتاده را مى آزارد و نفیر از آن برمى آورد...
... یك سلام و یك دیدار آن آیینه را دیگربار مى شوید،
... جان تشنه را سیراب مى كند،
... دیده را روشنایى مى بخشد،
... بالهاى ناتوان را توان پریدن باز مى دهد
... و درد غربت و دورافتادگى را آرام مى سازد.
این حكایت «زیارت» و رمز و راز «دیدار» است،
دیدار با امامى كه او را هماره زنده و همیشه امام مى دانیم،
پاسخ او راـاگر كه گوش جان را توان شنیدن باشدـمى شنویم
... و مرهم درد خویش را در لقاى او مى یابیم.
زیارت نماد بیعت ماندار و پیمان استوار امام و امت است و در این بیعت تفاوتى نیست
كه دست در كف پرمیمنت رسول خدا صلّى الله علیه و آله نهاده باشى ،
در صف سپاهیان صفین ایستاده باشى ،
دل در اندوه تلخ سكوت حسنى نهاده باشى ،
در گرماى نیمروز نینوا و براى یارى امام و پیروزمندانه ترین پیكار دست از جان خویش شسته باشى ،
جان را در برابر تابش آفتاب زندگى ساز معنویت سجّاد علیه السّلام نهاده باشى ،
در مكتب باقر علیه السّلام درس شیعه بودنى راستین را آموخته باشى ،
در مدرسه فراگستر صادق علیه السّلام بر توشه دانش خویش افزوده باشى ،
در پس دیدارهاى ستم نهاد زندانهاى هارونى براى دیدار با پیكر امامى كه بر دوش مزدبگیران خلافت بیرون مى آید لحظه شمرده باشى ،
... و یا آرام آرام،
... با دلى آكنده از عشق،
... و با دستانى شسته از هر چه ریا و تظاهر است...
... به سوى آستانه هشتمین امام گام برداشته و دستى به ادب بر سینه و یا دستى دیگر به دریوزگى بر پنجره ضریح او نهاده باشى .
همه یكى است؛ همه بیعت است، همه امام شناسى است، و همه به جاى گزاردن شرط خداشناسى است كه شناخت خدا بى شناخت امام و باور داشتن خدا بدون باور داشتن امام ناشدنى است.
چنین است كه زیارت معنا مى یابد و چنین است كه زیارت حقیقت خویش را آشكار مى سازد و سحر معنویت خود را برجاى مى گذارد.
اگر با چنین باورداشتى به زیارت هشتمین امام علیه السّلام روى كنى شایسته آن وعده اى كه پیامبر فرمود: «خداى بهشت را براى زایر فرزندم واجب كند و پیكر او بر دوزخ حرام سازد.»
اگر با چنین نگاهى به دیدار امام غریب روى آن بشارت خویش را فراروى دارى كه: «خداوند گناهان زایر او را بیامرزد.»
اگر زیارت را با چنین روحى به جاى آورى ، سزامند شفاعت او در آن سراى شوى كه او خود فرمود: «هر كه از اولیاى من مرا زیارت كند و حق مرا بشناسد در قیامت براى او شفاعت مى كنم.»
و اگر زیارت حرم را به عشق ساكن آن خانه به دور از هر ریا و تظاهر انجام دهى ، تو را سزد كه دل در این وعده آن امام گشاده دست و پرسخا نهى كه فرمود: «هر كه مرا در این خانه دور زیارت كند در روز قیامت در سه جاى او را فریاد رسم و از سختى و وحشت برهانم:
آن هنگام كه نامه هاى عمل را از این سو به آن سو مى برند،
آن هنگام كه باید بر صراط بگذرند
و آن هنگام كه ترازوى عدالت را برپا دارند.»
چنین وعده اى هیچ ناباورى و پرسش انگیزى ندارد؛ چه اگر به حقیقت زیارت او را به جاى گزارى یك دیدار، سحرى جاویدان بر جاى نهد و یك درود بدرود با هر بدى و نافرمانى شود؛ و اگر چنین نمى یابیم نه در صحّت آن روایت و آن وعده خدشه است، بلكه در تحقّق مفهوم «زیارت» تردید است.
زیارت حضور در حرم است، نه حضور پیكر، كه حضور روان و ناگزیر حضور تن نیز به همراهش.
بیایید.......
... همه ناپاكیها از تن و جان بزداییم،
... تن به جامه سفید طهارت و توبه بیاراییم،
... وضوى معرفت گیریم،
... عطر خوش بیعت با امام بر سر و صورت جان ریزیم
... با اراده و گامهاى استوار به سوى درگاه او پیش رویم
... و آنجا پس از یك دیدار افسون او شویم
... و آنگاه جان در آن جاى نهیم
و سپس با دستانى پر، و براى دادن فرصت بیعت به دیگران،
............. تن شسته و افسون شده را به بیرون كشانیم.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:26
امام رضا(ع) :
علم گنجینه های كمال است و كلید آن گنجینه های پرسش كردن است .
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:32
امام رضا(ع) :
یاری كردن ناتوان بهتر از صدقه دادن است .
اندازه طرح : 1200 * 1600
حجم طرح : 1.43مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا -
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:33
امام رضا(ع) :
بهترین مال و ثروت آن است که وسیله حفظ آبروی انسان شود.
اندازه طرح : 1200 * 1600
حجم طرح : 1.43مگ
دانلود طرح با کیفیت و زیبای امام رضا -
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:33
مجموعه عكسهای با كیفیت از گنبدطلایی برای طراحان مذهبی و كاربران رضوی تهیه و جمع آوری كرده ام .
دانلود عكس های با كیفیت از گنبد طلایی امام رضا (ع)
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:33
گزارش تصویری بسیار زیبا و دیدنی از غبار روبی ضریح امام هشتم شیعیان امام رضا علیه السلام، توسط مقام معظم رهبری در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۹۰

برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:33
زندگینامه امام رضا بصورت صوتی برای دانلود ...
|
نام فایل |
حجم فایل |
لینک دریافت |
|
دهمین معصوم |
۸۵۷ کیلوبایت |
|
| خلافت |
۷۲۰ کیلوبایت |
|
| زیارت حضرت رضا (ع) |
۵۵۹ کیلوبایت |
|
| پیشنهاد خلافت |
۳۹۶ کیلوبایت |
|
| پیشنهاد ولایت عهدی |
۴۰۷ کیلوبایت |
|
| حسودان و دنیاپرستان |
۱۰۹۸ کیلوبایت |
|
| عدالت امام رضا |
۱۷۲ کیلوبایت |
|
| شهادت امام رضا (ع) |
۱۹۵ کیلوبایت |
|
| مباحثه با پیشوایان ادیان مختلف |
۱۴۴ کیلوبایت |
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1391 ساعت: 23:33
همه حرفهای امام رضا
معرفی کتاب عیون أخبار الرضا
نویسنده:
این کتاب نوشته شیخ صدوق، ابو جعفر محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى (305 - 381 هجرى).
نویسنده از دانشمندان برجسته و چهره هاى سرشناس و از راویان شیعه در قرن چهارم هجرى به شمار مى آید.
موضوع:
روایات مربوط به امام رضا علیه السلام.
شیخ صدوق در این كتاب روایت هاى پیرامون امام رضا علیه السلام و مجموعه روایاتى كه از آن حضرت روایت شده را جمع آورى كرده است.
انگیزه نگارش:
شیخ صدوق این كتاب را براى هدیه به كتابخانه صاحب بن عباد دیلمى، وزیر وقت و حاكم شیعى آن دوران نگاشته است.صاحب بن عباد در مدح و ستایش امام رضا علیه السلام اشعارى مى سراید و آن را به شیخ صدوق هدیه مى دهد و شیخ نیز این كتاب را در پاسخ به هدیه ایشان، به نگارش در مى آورند.
اعتبار كتاب:
كتاب عیون اخبار الرضا از معتبرترین منابع روایى شیعه است كه مانند دیگر كتابهاى شیخ صدوق از ارزش و اعتبار خاصى برخوردار است.
ارزش كتاب:
این كتاب در شرح و توضیح بسیارى از عقاید شیعه كتابى ارزشمند و مفید مى باشد.شیخ صدوق با جمع آورى سخنان و بحثهاى امام رضا علیه السلام با دیگر دانشمندان آن دوران بسیارى از مباحث مهم اسلامى را مطرح كرده است.
مدح كتاب:
مرحوم میر داماد در مدح این كتاب سروده است:
عـیـون أخبـار الـرضا صیـقـل تجلو عـن الـقـلـب صـداء الـكرب
لـم یـبــد للـدهـــر نـظـیـــرا لـهـا لـناظر فی الشرق و الغرب
و كــل فــن فــی أســـالــیــبــها یـكـفـیـك و تـخـلیة السرب
كالشمس من نور الهدى مشرق بـالسلم یقضى وطر القلب
یعنى: كتاب عیون اخبار الرضا كتابى شفاف است كه قلب انسان را شفا مى دهد.
در تمام روزگار و در نگاه هیچ بیننده اى كتابى مانند این كتاب نگاشته نشده است.
هردانشی که بخواهی در آن است و تو رابی نیاز می کند.
مانند خورشید از نور هدایت مى درخشد و آرزوى قلب را برآورده مى سازد.
ترجمه ها:
كتاب عیون اخبار الرضا بسیار مورد توجه علما و اندیشمندان اسلامى قرار گرفته است و ترجمه هاى فراوانى بر آن نگاشته شده، مانند:
1 - ترجمه محمد صالح بن محمد باقر قزوینى.
2 - ترجمه سید جلیل میرزا ذبیح الله بن میرزا هدایة الله
3 - ترجمه مولى على بن طیفور بسطامى
4 - ترجمه سید على بن محمد بن اسد الله امامى
5 - ترجمه شیخ محمد تقى بن محمد باقر اصفهانى
6 - ترجمه عیون اخبار الرضا به نام كاشف النقاب
7 - ترجمه اى به نام بركات المشهد المقدس
8 - ترجمه عیون نوشته یكى از افاضل مشهد رضوى در سال 1245 هجرى كه به امر سید محمد بن سید دلدار على نقوى نصیر آبادى نوشته شده است.
9 - ترجمه علامه مجلسى، كه بخشهایى از كتاب را مانند خطبة الرضا كه خطبه توحید امام رضا علیه السلام است و نیز مأموریت رجاء ابن ابى ضحاك براى دعوت امام رضا به خراسان را ترجمه نموده است.
شرحها:
بر این كتاب شرح هاى فراوانى نیز نگاشته شده مانند:
1 - شرح على اصغر بن سید حسین حكیم بن سید على شوشترى
2 - شرح محمد على حزین بن شیخ ابو طالب زاهدى گیلانى
3 - شرح سید نعمت الله جزائرى
4 - شرح مولى هادى بنابى
5 - شرح خطبة الرضا نوشته حسن بن على گوهر قراچه داغى.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 19:00
در دو جلد رحلى تاریخ ارض اقدس و مشهد مقدس
در تاریخ و جغرافیاى مشروح بلاد و اماکن خراسان
نویسنده: محمد حسن خان مقدم معروف به صنیع الدوله و اعتماد السلطنه
با مقدمه و فهارس و اهتمام: تیمور برهان لیمودهى
ناشر: (یساولى) فرهنگسرا، تهران 1362، جمعا در 1441 صفحه

نویسنده این کتاب از رجال نامور و نواندیش قاجار در عصر ناصرى است.
نخستین چاپ آن در سالهاى 1301 تا 1303 هجرى قمرى ، هنگامى که نویسنده تصدى امور وزارت انطباعات و دارالترجمه شاهى را عهده دار بود، صورت پذیرفت.
جلد اول وضع جاده تهران به مشهد را از لحظه خروج کاروان ناصرالدین شاه از دارالخلافه تهران تا ورود به مشهد از راه دماوند و فیروزکوه و بسطام و بجنورد و قوچان، منزل به منزل وصف مى کند و اوضاع هر یک از شهرها و دیه ها را شرح مى دهد.
جلد دوم وصف دارالقدس مشهد، آقار و ابنیه و شرح اماکن متبرکه این شهر و اطراف آن، زندگى نامه بزرگان و مفاخر آن، بویژه شرح زندگانى امام على بن موسى الرضا علیه السلام و بارگاه پرجلال اوست و همچنین فهرست منظمى از کتابهاى آستان قدس رضوى را دربردارد.
جلد سوم شرح بازگشت ناصرالدین شاه به دارالخلافه تهران از طریق نیشابور و سبزوار و دامغان و سمنان و ورامین است که شرح کاملى از احوال و آثار بزرگان هر یک از این شهرها را نیز شامل مى شود.
کتاب عظیم و پرحجم مطلع الشمس در حقیقت دائرة المعارف بزرگى است که به لحاظ دارا بودن اطلاعات بسیار گسترده و متنوع در جغرافیا و تاریخ و فرهنگ و هنر در زمینه هاى گوناگون، از اهمیت و اعتبارى بى مانند برخوردار است.
گویا تصحیح و تحقیق جدیدى از این اثر برجسته و پر و پیمان، به کوشش جناب دکتر ستوده صورت پذیرفته که امید مى رود با عرضه آن بار دیگر این کتاب پرمحتوا در دسترس همگان قرار گیرد.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:59
کوری و فقر
شخصی بود به نام محمدرضا كه بواسطه كوری شغلی نداشت و به فقر گرفتار بود دختری داشت كه روزها دست پدر را میگرفت و راه میبرد و بعضی اشخاص از روی ترحم به او پول میدادند او می گفت: یك روز در بست بالا خیابان، مردی به من رسید و گفت هرگاه این دختر را به عنوان خدمتكار به من بدهی میپذیرم. جوابش را نگفتم ولی سخن او در دل من اثر كرد و محزون شدم به امام رضا (ع) عرض كردم یا مرگ یا شفا و با دل شكسته به صحن عتیق وارد شدم ناگاه متوجه شدم كه اندكی صحن مطهر را میبینم تعجب كردم در گوشهای نشستم و گریه كردم پس از دقایقی متوجه شدم كه همه چیز و همه جا را میبینم پس برخاستم و به دخترم گفتم كه همه جا را میبینم دخترم باور نكرد لذا شروع كردم به دویدن آنگاه با دخترم از صحن خارج شدیم.
(كرامات رضویه ج 1 ص 191)
ادامه حكایت در ادامه مطلب ...
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:58
صحن كهنه
ادامه حكایت در ادامه مطلب ...
كه آن مرحوم فرمود در اوایل تشرفم به مشهد مقدس وقتی در صحن كهنه بودم ناگاه متوجه شدم كه هیچ كس در صحن نیست دیدم كه از در صحن طرف پایین خیابان بسیاری از درندگان مانند شیر و گرگ و ... و گزندگان مثل مار و عقرب و حشرات مثل پشه و مگس و ... میآیند و انسان میان ایشان بسیار كم بود لكن دیدم دست مبارك امام هشتم (ع) بالای سر تمامی آنها بود و همه از زیر دست آن حضرت میروند پس چون به حال طبیعی خود برگشتم دانستم ما مردم به هر صفتی از صفات بد باشیم باز لطف و مرحمت و عنایت امام رضا (ع) شامل ما میشود لذا مجاورت آن بزرگوار را اختیار كردم.
(كرامات رضویه ج 2).
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:57
زندگی ظاهر
تاریخ در توصیف شمایل و وضع ظاهر او نقل از این دارد كه او فردی معتدل القامه، با چهره و صورتی گندمگون و زیبا با محاسنی انبوه و آراسته، با چشمانی درشت و جذاب و شبیه ترین فرد به رسول خدا (ص) بود. درروابط بامردم نگاهی توأم با متانت و مهر داشت و با چهرهای گشاده با آنان برخورد مینمود آنچنان كه افراد جرأت مییافتند حرف و سخن خود را با او در میان نهند.
ادامه حكایت در ادامه مطلب ...
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:56
درس پیشوا شناسى
ادامه حكایت در ادامه مطلب ...
روزى حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام در جمع عدّه اى از دوستان و اصحاب خود فرمود: امام و پیشواى جامعه داراى علائم و نشانه هائى است ، كه برخى از آن عبارت است :
از تمامى افراد باید عالم تر و آگاه تر باشد، در حكومت و قضاوت باتدبیر و قاطع باشد، پرهیزكار و متّقى ، حلیم و صبور، شجاع و قوىّدل ، سخاوتمند و كریم باشد، و نیز در برابر خداوند عابد و در برابر بندگان فروتن باشد.
ختنه شده و پاك و نظیف تولّد یابد، هنگام تولّد از رحم مادر، شهادت بر یگانگى خدا و رسالت رسول خدا دهد.
همچنان كه از جلو مى بیند و متوجّه مى شود، از پشت سر نیز متوجّه گردد، سایه نداشته باشد، در خواب محتلم نشود، چشم او هنگام خواب همانند دیگران نمى بیند؛ ولى قلبش متوجّه و آگاه است ، از غیب با او حدیث و سخن گفته مى شود، زره رسول اللّه صلى الله علیه و آله اندازه او و بر قامت او راست مى آید.
روى زمین اثرى از بول و غایط او بر جاى نماند، چون خداوند زمین را به بلعیدن آن امر كرده است ، عرق و بوى او از مشك و عنبر خوشبوتر است ، نسبت به مردم در نفوس و اموالشان اولویّت دارد؛ و از هركس به مردم دلسوزتر و مهربان تر؛ و نیز نسبت به آنها متواضع باشد، خود مُجرى دستورات الهى ؛ و نیز واداركننده مردم بر اجراى اوامر و نواهى خداوند است .
دعاى او مستجاب مى باشد و چنانچه دعا كند كه صخره اى متلاشى شود همان خواهد شد، سلاح و شمشیر ذوالفقار حضرت رسول صلى الله علیه و آله ، همچنین صحیفه اى كه در آن نام تمامى پیروانشان و نیز صحیفه اى كه نام همه قاتلین و دشمنانشان در آن ثبت گردیده ، نزد او موجود خواهد بود.
و یه عنوان این كه او امام و خلیفه رسول اللّه صلوات اللّه علیه مى باشد، سه كتاب مهمّ دیگر نزد او مى باشد، كه عبارتند از:
كتاب حامعه ، كه طول آن هفتاد ذراع (حدود 35 متر) مى باشد و تمام نیازمندیهاى انسانها در تمام امور و مسائل ، در آن موجود است .
كتاب جفر اكبر و اصغر، كه تمام علوم و حدود و دیات در آن مذكور است .
مصحف و كتابنامه شریف حضرت فاطمه زهراء علیها السلام مى باشد.
همچنین آورده اند:
روزى از روزها یكى از رؤ سا و سران واقفیّه به نام حسین بن قیاما به حضور حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام رسید و اظهار داشت : آیا تو امام و حجّت خدا هستى ؟
امام علیه السلام فرمود: بلى ، حسین گفت : من شهادت و گواهى مى دهم بر این كه تو امام نمى باشى .
حضرت لحظاتى سر خویش را به زیر افكند و سپس سر خود را بلند نمود و فرمود: دلیل تو چیست كه مى گوئى من امام نیستم ؟
حسین گفت : چون امام جعفر صادق علیه السلام فرموده است : حجّت خدا عقیم نخواهد بود، و شما در این موقعیّت سنّى بدون فرزند پسر مى باشى .
حضرت رضا علیه السلام باز لحظاتى طولانى تر از قبل ، سر خویش را پائین انداخت و پس از آن سر خود را بالا گرفت و فرمود: من خداوند متعال را شاهد و گواه قرار مى دهم بر این كه به همین زودى داراى فرزند پسرى خواهم شد.
راوى - به نام عبدالرّحمن بن ابى نجران - گوید: من نیز در آن مجلس حضور داشتم و چون این سخن را از امام رضا علیه السلام شنیدم ، تاریخ آن را ثبت كردم و هنوز مدّت یك سال سپرى نشده بود كه حضرت داراى فرزندى پسر به نام ابوجعفر، محمّد بن علىّعلیهما السلام شد.
برچسب: نویسنده: mo sa تاريخ: چهارشنبه 14 تير 1391 ساعت: 18:56